امیدوارم هرجا که هستید سلامت و شاد باشید .
خیلی وقت بود چیزی ننوشته بودم داشتم میترکیدم .هر چی فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید
می دونید چون ما ایرانیا خدای حرفیم و بیچاره در 1
اصلا بلد نیستیم بنویسیم با هرکی که صحبت کنی می خواهد کتاب بنویسه ولی تا قلم دستش می گیره تازه متوجه میشه نوشتن چقدر کار سختیه
یاد دکتر شریعتی افتادم که خیلی وقتا کتابها و مقالاتشو ی شبه می نوشت .به درست و غلطش کاری ندارم .صحبتم فقط سر نوشتنه .
بچه که بودیم دعا می کردیم به هر بهونه ای تعطیل باشیم و مدرسه نریم حتی وقتایی که مریض بودیم اگه می تونستیم راه بریم مادر سریع شال و کلاه می کردو می فرستادمون مدرسه از آرزوهام بود ی روز مادرم بگه امروز لازه نیست بری مدرسه بگیر بخواب
یچه که بودم نزدیک یک متر برف میومد و باید توی برف و سرما می رفتیم مدرسه از تعطیلی هم خبری نبود .الان توی روزای آفتابی هم تعطیل می کنن .چرا اینا رو نوشتم نمی دونم .
ولی کتاب چرا درمانده ایم ؟ از آقای حسن نراقی رو بخونین
ی قسمتایش نه همش جالبه
تا روزی دیگر بدرود .
برچسب:
نویسنده: پرنیا باقری