تهیه و جمع آوری / حسن دباغان
آشنايي با نظريه هاي نظريه پردازان معاصر : ( گيدنز ، هابرماس ، فوكو ، بورديو و نظريه پردازان پست مدرنیسم)
برای رسیدن به این مقصود باید براساس فرایند زیر عمل نمود .
آشنایی : دانستن ، فهمیدن ، درک کاربردی ،تجزیه و تحلیل ، ترکیب ، ارزیابی
از جمله اهداف این درس چگونگی بنا شدن و ربط نظریه های جامعه شناسی معاصر با نظریه های کلاسیک است .
مثال : عناصر مباحثه از نظر هابرماس چهار مورد است : 1- صراحت 2- صداقت 3- قابل فهم بودن 4- حقیقت داشتن
1-دانستن : که در این قسمت باید تعریف هریک از این عناصر را بیابیم .
2- ادراک ( فهمیدن ): معنای تعاریف هر یک از عناصر مباحثه از نظر هابرماس را بفهمیم ( تعاریف مبهم و دو پهلو یا چند منظوره نباشد )
3- درک کاربردی:یعنی بتوانیم آن را در زندگی روزمره بکار برده یا مثال واقعی از چیزی که تجزیه شده ویا قابل تجزیه است ارائه دهیم .
4- تجزیه و تحلیل:مولفه ها و ابعادش باید تجزیه شده ، خرد شده و اگر مفهومی بسیار انتزاعی است باید مولفه های آن را خرد کرد.
5- ترکیب:یعنی بتوانیم در نهایت با توجه به ابعاد و مولفه ها و تعاریف ارائه شده یک جمع بندی کلی از مفهوم ارائه کنیم .
6- ارزیابی: در این مرحله باید تعاریف ارائه شده را نقد و بررسی نموده و نقاط ضعف و قوت آن را مشخص کنیم . این مراحل پلکان فهم هر چیزی است .
بعضی مفاهیم ابعاد و مولفه های زیادی دارد مثل : کنش ، سرمایه اجتماعی و خشونت نمادین بوردیو که باید تجزیه و تحلیل شوند یا مفهوم دین داری که ابعاد و مولفه هایی دارد . مثل : مناسکی ، اعتقادی و پیامدی . هر کدام از این ابعاد مجدداً باید مورد فهم قرار گیرد و مثال واقعی برای آن باید آورده شود . در بحث ترکیب باید مشخص کرد که مثلاً یک بحث که ویژگی های مربوط به مباحثه را دارد چه نوع مباحثه ای است.
در مباحثه باید قصدمان همان چیزی باشد که مطرح کرده ایم،در یک مباحثه واقعی باید صداقت وجود داشته باشد و جواب سؤال ما داده شود.در مباحثه اگر حرفی مطرح میشود باید به گونه ای بیان شود که برای مخاطب ما قابل فهم باشد.
نظام شناختی و جهان بینی ما با مثلاً مادربزرگمان فرق میکند و اگر قصد انتقال مطلبی علمی را به او داریم باید به زبان خودش مطالب علمی را به او منتقل کرد.
در بحث حقیقت داشتن باید ما از فرد دیگر چیزی بخواهیم که عملی باشد.پس یک عنصر مباحثه که حقیقت داشتن است باید یک امر یا موضوع شدنی باشد.
از نظر هابرماس مباحثه زمانی منجربه کشف حقیقت میشود که شدنی،قابل فهم و شفاف باشد.در مباحث هابرماس حقیقت داشتن به معنی این
است که فرد حق ادعا داشتن دارد .مباحثه یک مفهوم جامعه شناسی خاص هابرماس است.تردید در هرکدام از عناصر مباحثه که ذکر شد سرآغاز بحث و نقد است.به نظر هابرماس هر کنشی یک ادعا است، مثلاً لباس روحانیت پوشیدن یک ادعا است وهر ادعایی را میتوان زیر سؤال برد چراکه ممکن است آن ادعا دلیل و منطقی روشن نداشته باشد. به نظر وی هرکسی استدلال قوی تری داشته باشد می تواند ادعای خود را به کرسی بنشاند.از طریق مباحثه فهمیده میشود که چه کسی ادعای غیر منطقی دارد.از نظر هابرماس استدلال قوی تر اثبات کننده ادعاست و حرف نهایی را میزند.
بینش جامعه شناسی با نظریه های جامعه شناسی متفاوت است.بینش جامعه شناسی یعنی وارد شدن به فرایندی که دانشجویان قصد دارند جامعه شناس شوند.
- تحلیل دینی درپدیده های اجتماعی با رویکرد جامعه شناسی متفاوت است.تحلیل هنری،فلسفی،زیبایی شناسی با تحلیل جامعه شناسی تفاوت دارد. ما باید این رویکردها را شناخته و میان آن ها تمایز قائل شویم.
- دورکیم معتقد است هرچه نهاد های اجتماعی تفکیک پذیرتر باشد،جامعه توسعه یافته تر است.
- متمدن شدن یعنی اینکه چقدر ما از غریزه حیوانی خودمان فاصله میگیریم و اینکه انسان اجتماعی شده باشد و بتواند بین احساسات،هیجانات،غریزه،عقل و منطق تمایز قائل شود. انسان اجتماعی موجودی است که میتواند پاسخگویی به احساسات و هیجانات را به تأخیر بیاندازد و بتواند احساسات خود را مدیریت کند.اگر جایی عصبانی شد تلافی آن را سر فرزندان و همسرش درآورد این فرد هنوز اجتماعی نشده و نتوانسته میان پدیده های اجتماعی تمایز قائل شود.
ما باید بین رویکردهایی که از قبل وجود داشته و رویکردهایی که از نظر جامعه شناسی به دست می آوریم تمایز قائل شویم.
نکته:به قول پوپر و نئومارکسیست ها بعضی اوقات نمادها چنان تغییر می کنند که ما آن ها را کاملاً بدیهی می دانیم اما زمانی که در کنه آن ها دقت می کنیم می بینیم که اصلاًاصل این نماد آنچه از آن استنباط می کنیم نیست.
برچسب:
نویسنده: پرنیا باقری