احوال شما خوبین چقدر بی وفا شدین ، چقدر کم پیدا
درگیرین ، درگیر چی ؟ روزمره گی
از این همه کار و کار و کار خسته نشدین .با خودت نمیگین ی دوران دو ساله ای هم داشتیم .
اوکی حق با شماست خودمم ی جورایی درگیرشم
موندم چی درسته و چی غلط .موندم چیکار کنم . موندم راه چیه
میدونین این فکرا ریشه اش از چیه ؟؟ آره از گذشت عمره .....عمر
همونی که هیچ وقت و با هیچ قیمتی بر نمی گرده .......
یادش بخیر روزایی که چهارم دبیرستان فقط فکرمون ورزش بود و مسابقه و شبا بیرون رفتن و
آب میوه خوردن و .....
یادش بخیر دوران کارشناسی دانشگاه و خوابگاهش و شب نشینیهای همیشگی .....
یادش بخیر جوونی و هزار شیطونی
خوش باشید
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 0:33  توسط dabaghan |
برچسب:
نویسنده: پرنیا باقری